مرتضى راوندى
434
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
شد زلزله به خطهء كاشان و حول آن * كز شهر و ده نه پود بجاى ماندى و نه تار قهرود و قمصر آنگه كامو و كوشيان * باقى نماند نام و نشانى از اين چهار باران كشيدشان همگى را به زير سقف * پس رجفه سقف بر سرشان كرد استوار از زلزله دو هفته گذشته كنون هنوز * نه دشت و نه زمين و نه كه را بود قرار قمصر بهشت بود و عمارات او قصور * شد قصرهاى عالى او جمله خاكسار پنج و دهى كه زنده بماند به هر دهى * از لرز كوه و دهكده لرزان بوند و زار « 1 » مبارزهء كريم خان زند با قحطى اصفهان در همان ايامى كه كريم خان زند با حريفان زورمند خود دست و پنجه نرم مىكرد ، در اصفهان ، عراق و چند نقطهء ديگر ، در اثر نيامدن باران و برف ، قحطى بروز كرد و هر روز عدهاى از مردم ، در اثر گرسنگى و بيغذايى ، به خاك هلاك مىافتادند ؛ در حالىكه شاه اسماعيل سوم كوچكترين قدمى براى نجات مردم برنمىداشت و مىگفت : اگر مىخواهيد قحطى از بين برود به مسجد برويد و عبادت كنيد . كريم خان زند دامن همت بر كمر زد و غير از تهيهء آذوقه براى مردم ، بذر فراهم آورد تا در اولين فرصت بكارند . موقعى كه در تهران بود ، توانست مقدارى برنج از ولايات شمالى به تهران وارد كند . وى براى نجات مردم اصفهان ، صدها ارابه را مأمور كرد كه برنج از ولايات شمالى ايران به تهران و اصفهان وارد كنند . چون زمستان در پيش بود ، تأكيد كرد كه ارابههاى حامل آذوقه شب و روز ، راهپيمايى كنند . مورخين شرق نوشتهاند كه به دستور كريم خان ، چهل هزار قاطر ، پيوسته ، از مازندران و گيلان برنج به مناطق قحطىزده حمل مىكردند . « 2 » قحطى كرمان : يكى از قحطيهاى سخت كرمان در دوران محاصرهء آقا محمد خان بوقوع پيوست . به قول وزيرى « پس از گذشتن سه ماه ، بسبب قلت آذوقه در شهر ، قريب دوازده هزار مرد و زن از حصار بيرون نمودند . آتش قحط و غلا در شهر بالا گرفت . بعضى مردم به پوست و پشكل گوسفند تغذيه مىكردند و بعضى به اسهء ( هستهء ) خرما و تراشيدهء نجارى سدجوع مىكردند . كاهگل بيشتر خانهها را تراشيده و شسته براى عليق اسبان سپاه بردند . سگها و گربهها را خوردند [ تاريخ كرمان ، ص 362 ] محاصره چهار ماه طول كشيد . معمرى حكايت مىكرد : تخم خرما اگر پيدا مىشد ، يك من ، 18 قروش مى - خريدند و مىخوردند [ فرماندهان كرمان ، ص 5 ] . » « 3 » از آنچه گذشت ، خوانندگان تا حدى با مظاهر گوناگون زندگى شهرى ، و انواع مشكلات و آفات و سوانحى كه حيات مردم را تهديد مىكرد آشنا شدند . ناگفته نگذاريم كه انواع بليات ، مخصوصا قحطى ، تا پنجاه شصت سال پيش مكرر گريبانگير مردم مىشد . و به علت نبودن راههاى ارتباطى امن و آرام و وسايل نقليهء موتورى ، رسانيدن آذوقه به مردم تقريبا محال بود . بههمين علت ، در اين موارد ، هزاران نفر از مردم شهرها و دهات از گرسنگى يا بيمارى جان مىدادند .
--> ( 1 ) . تاريخ اجتماعى كاشان ، پيشين ( متن و حاشيه ) . ص 255 - 254 . ( 2 ) . ر ك : خواجهء تاجدار ، پيشين . ج 1 ، ص 184 - 183 . ( 3 ) . آسياى هفت سنگ ، پيشين . ص 219 .